زنان بخش زیاد و مهمی از جامعه را تشکیل میدهند. باوجود آنکه زنان سالم، خانواده و فرزندان سالمی را تربیت خواهند کرد، اما با این حال جهان با مسئلهای به نام خشونت علیه زنان درگیر بوده که عرصه را برای زنان تنگ نموده است.
تحقیقاتی که در سالهای اخیر در رابطه با این خشونتها مطرح گردیده است، حاکی از این میباشد که خیلی از زنان رفتارهای همسران خود را خشونت تلقی نمیکنند، اما ناخواسته تحت خشونت قرار گرفتهاند.
بیمهشو قصد دارد تا به مناسبت روز جهانی مبارزه با خشونت در برابر زنان به بررسی این موضوع و عوامل موثر بر آن بپردازد، پس با ما همراه باشید.
خشونت علیه زنان!
خشونت مسئلهای مهم در ارتباط با سلامتی (جسمی یا روحی) افراد است که انسانها در هر زمینهای ممکن است با آن مواجه شوند. بیشترین افرادی که در معرض خشونت قرار دارند نیز زنان و کودکان میباشد.
به دلیل اهمیت جایگاه بانوان و افزایش میزان این خشونتها، ۲۹نوامبر روز جهانی مبارزه با خشونت در برابر زنان نامگذاری شده است. تخمینهای جهانی منتشر شده توسط WHO نشان میدهد که تقریباً به ازای هر ۳ زن، یکی از آنها (۳۵%) در سراسر جهان مورد خشونت قرار گرفته که بیشتر آنها نیز توسط شریک زندگی آنها رخ داده است.
خشونت به زنان معمولاً به دستههای زیر تقسیمبندی میشود:
- خشونتهای عاطفی
- خشونتهای جسمی: برای ایجاد ترس و سرکوب از این سبک خشونتها استفاده میشود.
- خشونتهای روانی: استفاده کلامی برای سرکوب، مجازات و کنترل
- خشونتهای اقتصادی: استفاده از منابع اقتصادی و پول برای تحریم و کنترل رفتار آنها
- خشونتهای جنسی: استفاده از رابطه جنسی برای تهدید، کنترل و ستم
عوامل موثر بر خشونت علیه زنان
بهطور کلی عوامل موثر بر خشونت علیه زنان را میتوان بهصورت زیر بیان نمود:
- سطح پایین آموزش
- سابقه قرار گرفتن در معرض بدرفتاری کودک
- مشاهده خشونت خانوادگی
- اختلال شخصیت ضد اجتماعی
- استفاده بیشازحد از الکل
- داشتن نگرشهایی که خشونت را تایید مینمایند.
- زندگی در اجتماعی که مردان را دارای مقام بالاتری نسبت به زنان میدانند.
- سطح پایین دسترسی زنان به اشتغال یا حقوق
گروه دیگری از عوامل موثر بر این خشونتها که توسط شریک زندگی صورت میگیرد به شرح زیر است:
- داشتن سابقه خشونت
- اختلافات و نارضایتی زناشویی
- مشکلات در برقراری ارتباط بین شرکای زندگی
- رفتارهای کنترلکننده مرد نسبت به زنان
عواملی که بهطور خاص باعث ارتکاب به این رفتارها میباشند:
- اعتقادات به شرافت خانوادگی و خلوص جنسی
- ایدئولوژیهای استحقاق جنسی مرد
- مجازاتهای ضعیف قانونی برای خشونت به زنان
- نابرابریهای جنسیتی و هنجارهای قابل قبول در این زمینه، از دلایل اصلی خشونت به زنان است.
عواقب خشونت به زنان بر سلامتی آنها
- خشونت به زنان باعث ایجاد مشکلات جسمی، روحی، جنسی و … میگردد.
- این خشونتها میتواند بر فرزندان نیز تاثیر بگذارد.
- خشونت به زنان میتواند نتایج جبران ناپذیری مانند قتل یا خودکشی را در پی داشته باشد.
- این خشونتها میتواند منجر به آسیبدیدگیهای جسمی گردد.
- این مسئله ممکن است منجر به بارداری ناخواسته، سقط جنین، مشکلات زنانه، عفونتهای مقاربتی مانند HIV و غیره گردد.
- تولد نوزاد مرده، زایمان رودرس، نوزادان کم وزن و …. از نتایج خشونت به زنان میباشند.
- این سبک از خشونتها منجر به افسردگی، استرس، اضطراب، مشکلات خواب، اختلال در تغذیه و اقدام به خودکشی نیز میگردد.
- تاثیرات این کار بر سلامتی میتواند سردرد، کمردرد، اختلالات دستگاه گوارش، تحرک محدود و سلامت کلی ضعیف را نیز شامل گردد.
- همچنین کودکانی که در معرض این خشونتها قرار دارند ممکن است دچار طیف وسیعی از اختلالات رفتاری و عاطفی شوند.
کمک به کاهش میزان خشونت به زنان
متخصصان بهداشت، بهویژه پرستارانی که همیشه در ارتباط با جامعه هستند با معالجه، توانبخشی و حمایت میتوانند نقش مهمی در کاهش خشونت و شکلگیری فرهنگ بدون خشونت ایفا نمایند. پرستاران باید وظایف خود را در زمینه شناخت قربانی خشونت خانگب، تشویق برای ابراز مشکل بدون احساس گناه، تامین حریم خصوصی و امنیت وی، جمعآوری اطلاعات مناسب، هدایت وی به سایر متخصصین درصورت لزوم و راهنمایی در مورد سیستمهای پشتیبانی انجام دهند. از آنجایی که پرستاران در زمینههاید مختلفی وظیفه دارند، تاثیر بهسزایی در پیشگیری، معالجه و کاهش خشونت به زنان دارند. همچنین پرستاران باید خانوارها و سایر محیطهایی را که در آنها خشونت اتفاق افتاده است را شناسایی کنند، باید چرخه خشونت را بشکنند و از اثرات طولانی مدت یا کوتاه مدت خشونت بر زنان اطمینان حاصل نمایند.
کلام آخر
ما در این مقاله سعی نمودیم تا در کنار بررسی عواقب این سبک خشونتها به بیان عوامل موثر بر خشونت علیه زنان نیز بپردازیم. مسئله خشونت دربرابر زنان به مسئله مهمی در جهان تبدیل شده است که ممکن است باید حتماً به آن رسیدگی شود، زیرا زنان زیادی قربانی این خشونتها توسط شریک زندگی خود و یا دیگران شدهاند. متاسفانه خیلی از افرادی که قربانی این مسئله شدهاند، از روی ترس و یا نداشتن حمایتهای کافی از بیان آن خودداری مینمایند و از روی ترس، تن به این خشونتها در ادامه زندگی خود خواهند داد. همه ما در برابر کاهش این خشونتها مسئول هستیم و باید تمام تلاش خود را برای کاهش و از بین بردن آن انجام دهیم. به امید آنکه هرچه زودتر این مسئله جهانی از بین رفته و برابری در تمام جهان ایجاد گردد.