روز دانشجو

دانشجویان، در تمامی اعصار نقش مهمی در تحولات کشور داشته‌اند و به‌هیچ عنوان نمی‌توان وجود و تاثیر دانشجویان را در مسائل سیاسی نادیده گرفت. دانشویان دانشگاه تهران همیشه سرآمد حضور در مسائل سیاسی کشور بوده و هستند؛ به‌طوری که تعدادی از این عزیزان جان خود را در این راه از دست داده‌اند. برای گرامی‌داشت دانشجویانی که جان خود را از دست دادند ۱۶ آذر به‌عنوان روز دانشجو در نظر گرفته می‌شود و هرساله بسیاری از مناظرات سیاسی در این روز وقوع می‌یابند.

به مناسبت فرا رسیدن تاریخ روز دانشجو، ما در بیمه‌شو قصد داریم تا به بیان وقایع ۱۶ آذر و دلیل نامگذاری این روز به‌عنوان تاریخ روز دانشجو بپردازیم؛ پس با ما تا انتهای مقاله همراه باشید.

شروع فعالیت سیاسی دانشجویان

در دهه ۱۳۲۰ و اوایل دهه ۱۳۳۰، فضای بازی ایجاد شد که منجر به آغاز فعالیت سیاسی در میان دانشجویان دانشگاه تهران، که در آن زمان تنها موسسه مدرن آموزش عالی بود، گردید. در این دوره از زمان، حزب توده در میان دانشجویان دارای طرفداران بسیار زیادی بود؛ به‌طوری که طبق بعضی از گزارشات، بیش از نصف دانشجویان دانشگاه تهران عضو و یا طرفدار این حزب بودند. در اوایل دهه ۱۳۳۰ مصادف با دوران نخست وزیری محمد مصدق و افزایش محبوبیت جبهه ملی، محوریت حزب توده در دانشگاه به چالش کشیده شد.

بعد از وقوع کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، دانشجویان در یک ائتلاف ضعیف با نام نهضت مقاومت ملی، اقدام به مقاومت سیاسی کردند و اعتراض‌هایی را در پاییز همان سال در دانشگاه تهران و بازار، در اعتراض به محاکمه مصدق رقم زدند.

در ۱۶ آذر چه رخ داد؟

چند هفته بعد از وقوع اعتراضات، اعلام شد که روابط میان ایران و بریتانیا، که در زمان وزارت مصدق قطع گردیده بود، مجدداً از سر گرفته خواهد شد و در همین راستا ریچارد نیکسون، نایب ریاست جمهوری وقت آمریکا، به ایران خواهد آمد؛ در واقع نیکسون برای مشاهده نتیجه سرمایه‌گذاری بیست و یک میلیون دلاری که سازمان جاسوسی آمریکا برای کودتا علیه مصدق هزینه نموده بود، به ایران می‌آمد.

ورود نیکسون به ایران زمینه را برای اعتراضات بیشتر فراهم نمود که این اعتراضات از ۱۴ آذر ۱۳۳۲ آغاز گردید. دانشجویان دانشکده‌های حقوق و علوم سیاسی، علوم دندانپزشکی، فنی، پزشکی و داروسازی در دانشکده‌های خود دست به اعتراض زدند. در روز ۱۵ آذر این تظاهرات به خارج از دانشگاه‌ها کشیده شد و ماموران انتظامی، در یک اقدام تعدادی از دانشجویان را زخمی و عده‌ای دیگر را دستگیر و زندانی نمودند.

در ۱۶ آذر نیز به سفارش نهضت مقاومت ملی، دانشجویان به سخنرانی در کلاس‌ها پرداختند و فضای دانشگاه تهران دچار ناآرامی گردید. دولت نیز برای پیشگیری از اقدامات بعدی، اعتراضات را سرکوب نمود. نیروهای ارتشی به کلاس‌های درس حمله کردند و عده‌ای را زخمی و عده‌ای دیگر را دستگیر نمودند.

در دانشکده فنی دانشگاه تهران چه گذشت…

اما در دانشکده فنی دانشگاه تهران، نیروهای امنیتی، دانشجویان را مورد حمله و شلیک گلوله قرار دادند که این کار باعث مرگ سه تن از دانشجویان این دانشکده شد. نام این سه دانشجو احمد قندچی، آذر (مهدی) شریعت رضوی و مصطفی بزرگ‌نیا بود. مرگ این سه دانشجو در ۱۶ آذر همچنان حائز اهمیت است و باعث گردید ۱۶ آذر به‌عنوان تاریخ روز دانشجو در نظر گرفته شود.

فردای آن روز نیز نیکسون به ایران آمد و مدرک دکترای افتخاری خود را در رشته حقوق، در دانشگاه تهران که با توجه به وقایع رخ داده در اشغال و اختیار نیروهای نظامی بود، دریافت کرد

نام‌گذاری روز دانشجو

رویدادهای ۱۶ آذر، واکنش دولت کودتا به فعالیت‌های سیاسی را نشان داد که به دنبال آن نیز، این مخالفت‌ها به شکل‌های دیگر ادامه یافت. پس از آن، ۱۶ آذر از طرف کنفدراسیون دانشجویان ایرانی خارج از کشور، که مرکزی برای اجتماع مخالفین حموکومت پهلوی بود، به‌عنوان تاریخ روز دانشجو در نظر گرفته شد.

پس از آن سال، دانشجویان در این روز اعتصاب‌های دانشجویی را برگزار می‌کردند؛ همچنان نیز این روز اهمیت بسیار زیادی دارد و هرساله گرامی داشته می‌شود و دانشجویان دیدگاه‌های سیاسی خود را مطرح می‌نمایند.

روایت‌ها درباره ۱۶ آذر ۱۳۳۲

شهید چمران: “وقایع ۱۶ آذر به‌گونه‌ای در نظرم مجسم است که انگار همه را با چشمانم می‌بینم، صدای رگبار مسلسل‌ها همچنان در گوشم طنین‌انداز است، سکوت موحش بعد از رگبار، تنم را به لرزه در می‌آورد، آه بلند و ناله جانگداز مجروحان را در میان این سکوت دردناک می‌شنوم. دانشکده فنی خون آلود را در آن روز و روزهای بعد به رای‌العین می‌بینم … .”

دکتر علی چمران: ” اگر اجباری که به زنده ماندن دارم، وجود نداشت، قطعاً خودم را در برابر دانشگاه به آتش می‌کشیدم؛ درست همان‌جایی که ۲۲ سال پیش ” آذر” مان در آتش بیداد سوخت. او در پیش پای نیکسون قربانی شد. این سه یار دبستانی که هنوز مدرسه را ترک نگفته بودند، هنوز از تحصیلشان فراغت نیافته بودند، نخواستند همچون دیگران، کوپن نانی بگیرند و از پشت میز دانشگاه به پشت پاچال بازار رفته و سر خود را در آخور خویش فرو برند. از آن سال، چندین دوره آمدند و کارشان را تمام کردند و رفتند، اما این سه نفر ماندند تا به هرکه می‌آید، بیاموزند و به هرکه می‌رود، سفارش کنند. آن‌ها هرگز نمی‌روند، همیشه خواهند ماند، آن‌ها شهید شده‌اند. این سه قطره خون بر چهره دانشگاه ما، همچنان تازه و گرم است. کاش می‌توانستم این سه آذر اهورایی را با تن خاکستر شده‌ام بپوشانم، اما باید زنده بمانم و این سه آتش را در سینه خویش نگه دارم.”